عدالت‌محوری و مردم‌داری به‌مثابه مؤلفه‌های حکمرانی نوین: تحلیل سیره مدیریتی شهید آیت‌الله رئیسی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 عضو هیئت علمی گروه ریاضیات و علوم کامپیوتر، دانشگاه آزاد اسلامی واحدقائنات، قائنات، ایران.

2 کارشناسی ارشد علوم تربیتی، دانشگاه آزاد اسلامی واحدقائنات، قائنات، ایران.

10.22103/jogapp.2026.26644.1019

چکیده

تحولات نظری و تجربی در حوزه حکمرانی و سیاست‌گذاری عمومی نشان می‌دهد که ناکارآمدی الگوهای سنتی اداره امور عمومی، به‌ویژه در تحقق عدالت و پاسخگویی، به یکی از چالش‌های اساسی نظام‌های سیاسی معاصر تبدیل شده است. در این چارچوب، حکمرانی نوین با تأکید بر عدالت‌محوری و مردم‌داری، به‌عنوان رویکردی جایگزین برای ارتقای مشروعیت و کارآمدی سیاست‌های عمومی مطرح شده است. با وجود تأکید گسترده این مفاهیم در گفتمان رسمی جمهوری اسلامی ایران، چالش اصلی، نحوه تحقق عملی آن‌ها در فرآیند سیاست‌گذاری عمومی است.
هدف این پژوهش، تحلیل مؤلفه‌های عدالت‌محوری و مردم‌داری در سیره مدیریتی شهید آیت‌الله رئیسی و تبیین نقش آن‌ها در ارتقای کارآمدی و مشروعیت حکمرانی عمومی در چارچوب حکمرانی نوین است. پژوهش حاضر از نظر روش، کیفی و تحلیلی–نظری بوده و داده‌ها با استفاده از روش اسنادی–کتابخانه‌ای گردآوری شده‌اند. منابع پژوهش شامل اسناد سیاستی، گزارش‌های عملکردی، سخنرانی‌ها و متون علمی مرتبط است که با بهره‌گیری از روش تحلیل محتوای کیفی و رویکرد استقرایی–تفسیری مورد تحلیل قرار گرفته‌اند.
یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که عدالت‌محوری در سیره مدیریتی شهید آیت‌الله رئیسی نه صرفاً به‌عنوان یک ارزش هنجاری، بلکه به‌مثابه معیار عملی سیاست‌گذاری و سازوکاری برای توزیع عادلانه منابع و فرصت‌ها عمل کرده است. همچنین مردم‌داری از طریق تعامل مستقیم با مردم، بازدیدهای میدانی و پاسخگویی به مطالبات عمومی، موجب افزایش اعتماد عمومی، مشروعیت تصمیمات و ظرفیت اجرایی حکمرانی شده است. تلفیق این دو مؤلفه، الگویی عملیاتی از حکمرانی نوین عدالت‌محور و مردم‌پایه در سیاست‌گذاری عمومی ارائه می‌دهد.
نتایج پژوهش نشان می‌دهد که سیره مدیریتی شهید آیت‌الله رئیسی می‌تواند به‌عنوان چارچوبی نظری و عملی برای ارتقای کارآمدی، مشروعیت و اثربخشی سیاست‌های عمومی در نظام حکمرانی ایران مورد استفاده قرار گیرد و مبنایی برای تدوین الگوهای بومی حکمرانی عدالت‌محور و مردم‌دار فراهم آورد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


Ansell, C., & Torfing, J. (2018). Collaborative governance: Contours, conceptualizations, and empirical examples. Oxford University Press.
Bowen, G. A. (2009). Document analysis as a qualitative research method. Qualitative Research Journal, 9(2), 27–40. https://doi.org/10.3316/QRJ0902027
Creswell, J. W. (2018). Research design: Qualitative, quantitative, and mixed methods approaches (5th ed.). Thousand Oaks, CA: SAGE Publications.
Fung, A. (2006). Varieties of participation in complex governance. Public Administration Review, 66(s1), 66–75. https://doi.org/10.1111/j.1540-6210.2006.00667.x
Lincoln, Y. S., & Guba, E. G. (1985). Naturalistic inquiry. Newbury Park, CA: SAGE Publications.
Mohammadi, H. (2019). Management style and public governance in Iran: Case study of senior managers. Journal of Public Administration Studies, 12(1), 40–95. [In Persian]
Mottaghi, E. (2006). Principles and concepts of political science [In Persian]. Tehran: Amir Kabir Publications.
Osborne, S. P. (2010). The new public governance? Emerging perspectives on the theory and practice of public governance. Routledge.
Pierre, J., & Peters, B. G. (2020). Governance, politics, and the state (4th ed.). London: Macmillan International Higher Education.
Peters, B. G. (2015). Advanced introduction to public policy. Cheltenham: Edward Elgar Publishing.
Rawls, J. (1971). A theory of justice. Cambridge, MA: Harvard University Press.
Rajaei, M. (2021). Justice-oriented governance and public management: Lessons from contemporary Iran. Iranian Journal of Governance Studies, 8(2), 60–80. [In Persian]
Schreier, M. (2012). Qualitative content analysis in practice. London: SAGE Publications.
Sen, A. (2009). The idea of justice. Cambridge, MA: Harvard University Press.